♥♥♥♥♥♥♥----عاشقانه----♥♥♥♥♥♥♥
مــانند هــيزم هاي مــصنوعي شــومينه مي ســوزم و پــايان نــدارم درد يــعني اين.

سلام خدا جون

امشب اومدم فقط به عشق تو بنویسم. خدا جونم دیدی چقدر بدجور دلم شکست؟ خداجونم دلم میخاد فقط یه ثانیه بیای منو بغل کنی...

یه ثانیه بیای زمین ادماتو دعوا کنی.

خدا جونم حتی نمیتونم با صدای بلند صدات کنم... میگن دیوونه شده... حتی نمیتونم با صدای بلند گریه کنم چون دیگران ناراحت میشن... خدایا من از دلداریاشون متنفرم...

یک عمر زندگی کردمو با یه جمله سر کردم اگه هیچکس نیس خدا ک هست...

درست میشه... درست میشه...

خدا جونم درسته من بدم ولی تو خدای منی ... فقط به حرف بنده خوبات گوش نده

منم دوست دارم...

خدا جونم منم عاشقتم... ولی این سکوتت منو از بین میبره...

خدا جونم منو ببر پیش خودت عمرمو بده به اونایی ک خوشبختن...

خداجونم شکرت... خدا جونم تو ک میدونستی جز تو کسیو ندارم چرا کمکم نکردی؟

خدا جونم صدام بهت میرسه؟

خدا جونم قربونت بشم تو ک از دل پر غمه زهرا خبر داری.

خدا جونم بسشه بسه غماش ... دیگه چشاش تاب گریه ندارن...

الان چند روزه دارم صدات میکنم کجایی؟

خدایا تو شاهد بودی ک من گناه نکردم...

خدا جونم تو اینقد بزرگی هر بار گریه کردم شکایت کردم گوش کردی.

خداجونم سکوت نکن خواهش میکنم... 

نذار نا امید بشم...

تو ک خودت همه چیو میدونی...

خدا جونم دارم پیر میشم...



برچسب‌ها: اگه هیچکس نیس خدا ک هست
[ پنجشنبه هجدهم اردیبهشت 1393 ] [ 23:2 ] [ zahra ]
روزی زنی روستائی که هرگز حرف دلنشینی از همسرش نشنیده بود، بیمار شد. شوهر او که راننده موتور سیکلت بود و از موتورش براى‌ حمل و نقل کالا در شهر استفاده مى‌کرد براى اولین بار همسرش را سوار موتورسیکلت خود کرد. زن با احتیاط سوار موتور شد و از دست پاچگی و خجالت نمی دانست دست هایش را کجا بگذارد که ناگهان شوهرش گفت: «مرا بغل کن.»
زن پرسید: «چه کار کنم؟» و وقتی متوجه حرف شوهرش شد ناگهان صورتش سرخ شد. با خجالت کمر شوهرش را بغل کرد و کم کم اشک صورتش را خیس نمود. به نیمه راه رسیده بودند که زن از شوهرش خواست به خانه برگردند.
شوهرش با تعجب پرسید: «چرا؟ تقریبا به بیمارستان رسیده ایم.»
زن جواب داد: «دیگر لازم نیست، بهتر شدم. سرم درد نمی کند.»
شوهر همسرش را به خانه رساند ولى هرگز متوجه نخواهد شد که گفتن همان جمله ى ساده ى «مرا بغل کن» چقدر احساس خوشبختى را در قلب همسرش باعث شده که در همین مسیر کوتاه، سردردش را خوب کرده است. 
عشق چنان عظیم است که در تصور نمی گنجد. فاصله ابراز عشق دور نیست. فقط از قلب تا زبان است و کافی است که حرف های دلتان را بیان کنید.

برچسب‌ها: عشق من
[ سه شنبه دوم اردیبهشت 1393 ] [ 14:1 ] [ zahra ]
دلمان خوش است که مینویسیم و دیگــران می خـواننــد

و عــده ای می گـوینــد : آه چـه زیبــا

و بعضــی اشـک می ریــزند و بعضــی مـی خنــدنـد

دلمــان خـوش اســت به لــذت هــای کــوتـاه

به دروغ هــایی که از راســت بـودن قشنــگ تـرند

به اینکــه کســی برایمــان دل بســوزاند یـا کســی عاشقمــان شــود

با شــاخه گلی دل می بنــدیـم

دلمــان خـوش می شـود به بـرآوردن خـواهشــی و چشـیدن لـذتـی

و وقــتی چیـزی مـطابـق مـیل مـا نبـود چقـدر راحـت لگـد می زنیـم

و چــه ســــاده می شـکــنیم همــــه چیـــز را . . .

اشکـ هـای یواشکـی

برچسب‌ها: عاشقانه
[ چهارشنبه بیستم فروردین 1393 ] [ 12:28 ] [ zahra ]
وابستگی چه زود اتفاق می افتد . . .

درست قبل از اینکه بفهمی

راه برگشت را گم کرده ای . . .



.............

گفته شده است که عکس این دو پرنده در کشور اکراین گرفته شده است و میلیون ها نفر در آمریکا و اروپا با دیدن این عکس ها گریه کرده اند. عکاس این عکس ها آنها را به بالاترین قیمت ممکن به روزنامه های فرانسه فروخته است و تمام نسخه های روزنامه در روز انتشار این عکس بطور کامل فروخته شده است. 

در تصویر اول پرنده ماده زخمی روی زمین افتاده و منتظر شوهرش می باشد
در تصویر دوم پرنده نر برای همسرش با عشق و دلسوزی غذا می آورد
در تصویر سوم پرنده نر مجددا برای همسرش غذا می آورد اما متوجه بی حرکت بودن وی می شود لذا شوکه شده و سعی می کند او را حرکت دهد
در تصویر چهارم لحظه ای که متوجه مرگ عشق خود می شود و شروع به جیغ زدن و گریه می کند
در تصویر پنجم در کنار جنازه همسرش می ایستد و همچنان به شیون می پردازد
در تصویر ششم مطمئن می شود که عشق او باز نمی گردد لذا با غم و ناراحتی کنار جنازه وی آرام می ایستد



برچسب‌ها: عکسی که میلیون ها نفر را به گریه انداخت
[ دوشنبه نهم دی 1392 ] [ 18:4 ] [ zahra ]
این دیالوگ فوق العاده بود .... (یادش بخیر)
ترمه (نیوشا ضیغمی) : ببین دنیای ما با هم فرق داره !
ما دو تا هیچ ربطی به هم نداریم، به خدا داری وقتتو تلف می کنی .......!

سـیاوش ( حامد بهداد ): خوشحـالم !
وقتی نگران وقت های تلف شده منی یعنی برات مهمم .....!!




به سلامتی

ﺍﻭﻥ ﻣﺮﺩﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﯾﻪ ﻧﻪ ﮔﻔﺘﻨﺸﻮﻥ ﻣﯿﻔﻬﻤﯽ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﻪ

ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺍﺻﺮﺍﺭ ﮐﻨﯽ

ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻣﻬﻤﻮﻧﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﻟﺒﺎﺳﺘﻮ ﻧﺸﻮﻥ ﺑﺪﯼ ﺗﺎ

ﺗﺄﯾﯿﺪﺵ ﮐﻨﻪ

ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻬﺖ ﺍﺧﻢ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺷﺎﻟِﺘﻮ ﺑﮑﺸﯽﺟﻠﻮ

ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﯼ ﺍﺯ ﭘﯿﺸﺶ ﺑﺮﯼ ﺩﺳﺖ

ﻣﯿﮑﺸﻪ ﺭﻭ ﻟﺒﺖ ﻭ

ﻣﯿﮕﻪ ﮐﻤﺮﻧﮓ ﮐﻦ ﺍﻭﻥ ﺭﮊﺗﻮ

ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺗﻮﯼ ﯾﻪ ﺟﻤﻌﯿﺪ ﺍﺯ ﺑﻐﻠﺖ ﺗﮑﻮﻥ ﻧﻤﯽ

ﺧﻮﺭﻩ

ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺗﻮﯼ ﺳﺮﻣﺎ ﯾﺦ ﻣﯿﺰﻧﻪ ﻭﻟﯽ ﻭﺍﯾﻤﯿﺴﻪ ﺳﺮ

ﮐﻮﭼﻪ ﺗﺎ ﺗﻮ ﺑﺮﯼ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ

ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺍﮔﻪ ﺑﺨﻮﺍﯼ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ ﺑﮑﻨﯽ ﭘﯿﺶ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﮕﯽ

ﺍﮔﻪ ﺑﻔﻬﻤﻪ ﻣﯿﮑﺸﺘﻢ

ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺧﻨﺪﻩ ﻭ ﺷﯿﻄﻮﻧﯿﺎﺵ ﻓﻘﻂ ﻭ ﻓﻘﻂ ﻣﺎﻝ ﺧﻮﺩﺗﻪ

ﻭ ﺍﺧﻤِﺶ ﻣﺎﻝ ﺑﻘﯿﻪ

ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﯿﮕﻦ ﻣﺮﺭﺭﺭﺭﺭﺭﺭﺭﺩ .سلامتی مردها نه نرها!!!


برچسب‌ها: سلامتی مردها نه نرها
[ یکشنبه هشتم دی 1392 ] [ 11:17 ] [ zahra ]

به خواب هایم سرک نکش،


وقتی در بیداری هایم نمی یابمت


ﺗﻨﻬﺎ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺩﻧﯿﺎ، ﻗﺎﻧﻮﻥ "ﮐﻪ ﻧﺒﺎﯾﺪ" ﺍﺳﺖ!

ﺩﻟﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﺗﻨﮓ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ "ﮐﻪ ﻧﺒﺎﯾﺪ" ﺗﻨﮓ ﺷﻮﺩ..

ﺩﺳﺘﺎﻥ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯽ "ﮐﻪ ﻧﺒﺎﯾﺪ" ﺑﺨﻮﺍﻫﯽ..

ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ "ﮐﻪ ﻧﺒﺎﯾﺪ" ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ...

ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﺍﺷﮏ ﻣﯿﺮﯾﺰﯼ "ﮐﻪ ﻧﺒﺎﯾﺪ" ﺑﺮﯾﺰﯼ..


خسته ام...

از صبوري خسته ام...

از فريادهايي كه در گلويم خفه ماند...

از اشك هايي كه قاه قاه خنده شد...

و از حرف هايي كه زنده به گور گشت در گورستان دلم..


دیشبــــ خـدا آهسـته د ر گوشــــم گفت :


دیگــه بســـه !


بارانـــــم از اشکهایت خجالت می کـــشــــد ...!



برچسب‌ها: وقتی در بیداری هایم نمی یابمت
[ پنجشنبه پنجم دی 1392 ] [ 16:4 ] [ zahra ]
[ یکشنبه دوم تیر 1392 ] [ 12:54 ] [ zahra ]
وقتی میگوید


زل زل در چشمهایش نگاه نکن
بی هیچ حرفی
بی هیچ عکس العملی !
تنها با گفتنِ من هم دوستت دارم
این لحظه را تمامش نکن
جیغ بزن ... محکم در آغوشش بگیر
بوسه بارانش کن
بگذار آنقدر از گفتنِ این کلمات
به شوق بیاید
که اگر فردا باز هم خواست بگوید
جورِ دیگر بگوید
یا اصلا نگوید
دستت را بگیرد
ببرد تمامِ دوست داشتن را نشانت دهد
مثلا رو به رویِ آینه به ایستد کنارِ تو
بگوید :
چه می بینی ؟
بگویی :
خودمان را
بگوید :
اما من تنها تو را می بینم
دنیایم را می بینم
.
دوستت دارم مقدس است
گفتنش مسئولیت دارد
شنیدش مسئولیت پذیری


حواست باشد



برچسب‌ها: بوسه بارانش کن
[ چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1392 ] [ 22:12 ] [ zahra ]


   من به جرم باوفایی این چنین تنها شدم ، 


چون ندارم همدمی بازیچه دلها شدم 


[ چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1392 ] [ 14:29 ] [ zahra ]



سلام 

اول اینکه معذرت بابت اینکه نیمدم بهتون سر نزدم

اخه سرم خیلی شلوغ بود داشتم کارتحقیقی مینوشتم امتحانای


 دانشگاهم که امون ادم نمیده

بیخیال


خواستم بگم موضوع تحقیقم تدلیس در نکاح بود هر کی رشتش حقوقه


 و نیازش میشه بگه واسش بفرستم

40صفحس با رفرنس کامل به منابع معتبر.وردم هستش.




برچسب‌ها: تدلیس
[ سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1392 ] [ 11:48 ] [ zahra ]
   ........   مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام.زری هستم 22 سالمه
سعی میکنم بهترین مطالب عاشقانه رو بزارم اینجا
به کلبه کوچیکو محقر دلم خوش اومدین



هیچی...

مثل یک عطر آشنا

عمق فاجعه رو

نمی کوبه تو مغزت...!!!


دلــتـــنـــگــی پـــــیـــچـــیــده نــــیـــســـتـــــ . . . !
یـــــکــــ دل . . . ! یـــــکـــ آســـمــــان
یـــــکــــ بــــغـــض
و آرزو هــــای تــــــرکـــــ خـــــورده
بـــــه هــــمــــیــــن ســادگــــی...